عشق را نمی دانم برای ساختن آمده یا برای ویران کردن. نمی دانم اول میسازد بعد ویران می کند یا اول ویران می کند بعد میسازد. اگر ساختنی در کار است محصول ثانوی از اولیه بهتر است یا تنها گونه ی دیگری از محصول اولیه است؟
اصلا» معیار ساختن یا ویران کردن در عشق چیست؟ آیا معیار در احساس عاشق و معشوق است ویا در وضعیت ظاهری و بیرونی؟
عشق را عقل تایید می کند یا دروغی محض است؟
من عشق را نمی شناسم , پس تو چگونه مرا با عشق همنشین کردی…


3 دیدگاه
خوراک دیدگاههای این نوشته
دسامبر 18, 2010 در 5:26 ب.ظ.
Pedram3000
والا عشق بولدوزریست بزرگ و عاشق راننده کوچکی است سوار بر آن !
چی گفتم بنویسیمش د جملات بزرگان
دسامبر 18, 2010 در 6:52 ب.ظ.
afternoonn
آخی.. چه دیدگاه جالبی..
فقط خواهشا» شما با گواهینامه پشت بولدوزربشین
دسامبر 18, 2010 در 7:39 ب.ظ.
Pedram3000
ای بابا ما که قدمون به پدال گاز و ترمز بلدوز نمیرسه چه برسه به گواهینامه اش